یادداشت / مریم رهسپار

تغییر نگرش جامعه؛ اصلی مهم در راه مبارزه با قاچاق کالا و ارز

تغییر نگرش جامعه؛ اصلی مهم در راه مبارزه با قاچاق کالا و ارز

اقتصاد پنهان- آنچه از مبارزه با قاچاق کالا قبل از هر چیز به ذهن متبادر می‌شود، مقابله فیزیکی با قاچاقچیان است در حالی که روش منطقی به عنوان رسالت اصلی ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز، مبارزه از طریق سیاست‌های پولی و مالی و حوزه‌ی فرهنگی است. آنچه در این طرح به آن اشاره می‌شود، ضرورت مدیریت تقاضا به عنوان یکی از ابعاد مبارزه فرهنگی است.

شنبه، ۰۳ اسفند ۱۳۹۸0 کامنتچاپ مطلب

اگر تقاضا را به عنوان "مقداری از کالا و خدمات که افراد قادر و مایلند که در قیمت‌های مختلف خریداری (مصرف) کنند" تعریف کنیم، در بعد اجتماعی مدیریت تقاضا باید متغیر "تمایل به خرید" را هدف قرار داده، دستکاری کرده و رفتار اقتصادی مصرف‌کنندگان را به سمت مصرف کالا یا خدمات مورد نظر و به میزان مورد نظر هدایت نمود و حوزه‌ی تقاضا را مدیریت کرد.

آنچه به عنوان یک اصل، پذیرفته شده و در تغییر رفتار مطرح می‌باشد، این است که لازمه‌ی تغییر یک رفتار، تغییر اندیشه و نحوه‌ی تفکر صاحب آن رفتار است، اما پر واضح است که دانایی و آگاهی صرف در مورد یک موضوع تعهدآور نبوده و موجب تغییر رفتار نمی‌شود بلکه برای تغییر رفتار، دانش و دانایی باید تبدیل به باور شود و این باور است که قادر به ایجاد انگیزش لازم برای بروز رفتاری خاص خواهد بود.

چه بسیارند افرادی که نسبت به قبح و زیان عمل و پدیده‌ای آگاهی دارند، اما مرتکب آن عمل می‌شوند و چه ثابت‌قدمند کسانی که به قبح و زیان عمل و پدیده‌ای ایمان دارند و هرگز مرتکب آن نمی‌شود. چه فراوانند کسانی که به درستی راهی عالمند و به منافع کوتاه مدت خود عامل و چه کسانی که عقل و ایمانشان دست در دست هم داده و حلاوت آتیِ راهِ حق را با شیرینیِ آنیِ باطل به سودا نمی‌برند و این است فرق بین علم و ایمان.

این حکایت، راه پرمشقت اما حق و صواب مبارزه با قاچاق کالاست که در این راه و برای تغییر رفتار مردم از خرید کالای به ظاهر شیک و ارزان‌ترِ قاچاق به کالای با کیفیتِ داخلی، باید در مرحله‌ی اول جامعه‌ی هدف تأثیرگذار، یعنی جامعه‌ی بانوان، نهادهای آموزشی و مذهبی و در نهایت کل جامعه را به سلاح آگاهی و دانش در مورد علل، آثار و پیامدهای قاچاق مسلح کرد و سپس آن‌ها را به زیور ایمان (باورقلبی) به آموخته‌هایشان آراست تا با سلاح علم و زیور ایمان به جهاد ارزشمند تحریم کالاهای قاچاق و مصرف کالای تولید داخل بپردازند.

آنچه اهمیت مدیریت تقاضا در مبارزه‌ی فرهنگی با قاچاق کالا و ارز را دو چندان می‌کند ورود توده های مردم به میدان مبارزه با قاچاق کالاست. مردمی که هرگاه با مشکل و تهدیدی مواجه شدند، به صحنه وارد شده و مشکلات را حل کردند. مردمی که در راه این مبارزه فساد ناپذیرند زیرا بسیار بدور از عقل و اندیشه است که به فرد آگاه و باورمندی رشوه پرداخت شود تا از باور خود عدول کرده و با مصرف کالای قاچاق به خود و خانواده‌ی خود لطمه زند.

مدیریت تقاضا از طریق تغییر الگوی مصرف خانواده و مبتنی بر باور آن‌ها، سبب می‌شود که اگر چنانچه عرضه‌ی کالای قاچاق هم وجود داشته باشد، کاهش یا عدم وجود تقاضا باعث ‌شود تا از سود حاصل از فروش کالای قاچاق به شدت کاسته شده و نسبت به ریسک آن صرفه‌ی اقتصادی نداشته باشد و این به معنی کاهش حجم قاچاق ورودی است.

مدیریت تقاضا به معنی کم رنگ کردن مقابله با قاچاق کالا و ارز در سطح عرضه نیست، بلکه مدیریت فرهنگیِ تقاضا، مکملی برای مبارزه در سطح عرضه بوده و عملکرد این دو لبه‌ی تیز قیچی، با هماهنگی در عمل منجر به کاهش قاچاق کالا خواهد شد. وقتی فرهنگ که به تعبیر رهبر معظم انقلاب از اقتصاد هم مهمتر است و مثل هوا برای تنفس می‌ماند، ابزار مبارزه با قاچاق شود، نتیجه‌ی آن پایدار بوده و می‌تواند ضریب اطمینانی مانا ایجاد کرده و پاسداری درونی برای عدم مصرف کالای قاچاق شود. به این دلایل است که اولویت ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز، مبارزه‌ی  نرمِ فرهنگی با قاچاق کالاست که باید پیوسته تداوم داشته و نسبت به تغییرات رفتار عرضه‌کنندگان کالای قاچاق و تغییرات الگوی مصرف، منعطف بوده و روزآمد شود.

چنانچه اشاره شد برای عملیاتی کردن تغییر رفتار مصرف‌کنندگان باید سه جامعه‌ی هدف، یعنی جامعه‌ی بانوان، نهادهای آموزشی (رسانه، آموزش و پرورش و...) و مذهبی تحت آموزش و آگاهی‌بخشی قرار گرفته و روند حرکت از آموزش به تغییر رفتار در آنان طی شود و سپس با استمرار این مرحله برای تعمیق و نگاهداشت و نهادینه‌کردن رفتار در جوامعِ هدفِ یاد شده، این روند در بلندمدت به سایر اقشار جامعه تسرّی یابد.

اشتراک گذاری:
لینک کوتاه:

epe.ir/News/21692