یادداشت/ دکتر محمد مهدی فتوره چی و دکتر پروانه بیاتی

جایگاه خانواده در اقتصاد مقاومتی

جایگاه خانواده در اقتصاد مقاومتی

اقتصاد پنهان- خانواده به عنوان واحد کوچکی از اجتماع در توسعه و رشد اقتصادی جامعه نقشی اساسی ایفا می‌کند. میزان، چگونگی و شیوه مصرف و پس‌انداز خانواده در عملکرد و چرخه‌های اقتصاد کشور تأثیر بسزایی دارد.

شنبه، ۰۵ آبان ۱۳۹۷0 کامنتچاپ مطلب

به گزارش اقتصاد پنهان، خانواده به عنوان واحد کوچکی از اجتماع در توسعه و رشد اقتصادی جامعه نقشی اساسی ایفا می‌کند. میزان، چگونگی و شیوه مصرف و پس‌انداز خانواده در عملکرد و چرخه‌های اقتصاد کشور تأثیر بسزایی دارد. مصرف علاوه بر آن که به عنوان هدف تولید و توزیع مورد توجه قرار گرفته و هر گونه تغییر در آن، می‌تواند تأثیر بسزایی بر دیگر متغیرهای کلان اقتصادی، از جمله پس‌انداز و سرمایه‌گذاری داشته باشد. مؤلفه‌های اصلی مصرف که عبارتند از سطح مصرف، ترکیب کالاهای مصرفی و چگونگی مصرف، در بستر فرهنگ خانواده شکل می‌گیرد؛ زیرا خانواده اولین پایگاه تربیت و پرورش منابع انسانی است و از آنجا که فرهنگ مصرفی در خانواده های ایرانی با اسراف و تبذیر همراه است، اصلاح الگوی مصرف خانوار به دلیل فاصله آن با الگوی مصرف مطلوب اقتصاد مقاومتی و ناهمگونی آن با الزام‌های الگوی مصرف مورد نظر جامعه اسلامی، ضرورتی گریز‌ناپذیر است. خانواده سازمانی است که در تولید، توزیع و نیز مصرف کالاها نقش بسزایی دارد و هر یک از اعضای خانواده نقش مهمی در سازماندهی و مدیریت «تیم اقتصادی خانواده» را به عهده دارند. اگر موضوع علم اقتصاد را بررسی رفتارهای انسان در جریان عادی زندگی، یعنی کسب درآمد و بهره‌برداری از آن برای جریان زندگی بدانیم می‌توان گفت که اقتصاد خانواده علم تدبیر منزل، اداره منابع مالی خانواده و برقراری تعادل بین درآمد و هزینه در خانواده است. بنابراین، منظور از اقتصاد خانواده، عبارت است از تخصیص بهینه منابع محدود قابل دسترس به نیازهای خانواده به دور از اسراف و تبذیر. در این تعریف منظور از «منابع» همان مبادی و راه‌های درآمدی خانواده است که به طور طبیعی محدود، اما قابل حصول است؛ و نیازها همان مسائل متعددی است که بقا و شالوده خانواده به ارضای آن‌ها بستگی دارد و به طور کلی شامل نیازهای اولیه و ثانویه خانواده می‌باشد. سرپرست خانواده با درنظر گرفتن درآمد محدود و وجود نیازهای اساسی باید بهترین ترکیب را در میزان هزینه‌ها به وجود آورد و از درآمد حاصل، بهره‌برداری بهینه کند.
تلاش دشمنان انقلاب اسلامی برای متوقف کردن روند پیشرفت انقلاب در سال‌های اخیر بیش از هر زمان دیگری بر عرصه‌  اقتصاد تمرکز یافته است. این در حالی است که وضعیت فعلی اقتصاد کشور هنوز با اقتصاد مقاومتی فاصله نسبتاً زیادی دارد. شاهد این ادعا،  وجود اسراف و تبذیر در بازار مصرف، حاکمیت فرهنگ مصرف‌گرایی، تمایل و ترجیح مصرف کالای خارجی، بر کالاهای تولید داخلی است.
مقام معظم رهبری در تعریف و تبیین معنا و مفهوم اقتصاد مقاومتی فرمودند: «... اقتصاد مقاومتی معنایش این است که ما یک اقتصادی داشته باشیم که هم روند رو به رشد اقتصادی در کشور محفوظ بماند، هم آسیب‌پذیری‌اش کاهش پیدا کند...» (مقام معظم رهبری، 2/6/1391). همچنین از نظر ایشان اقتصاد مقاومتی مجموعه‌ای از استراتژی‌هایی است که هم روند رو به رشد اقتصادی در کشور محفوظ بماند، هم آسیب‌پذیری‌اش کاهش پیدا کند (مقام معظم رهبری، 2/6/1391).  در این استراتژی تمامی عوامل اقتصادی، اعم از دولت، تولیدکنندگان و خانواده‌ها وظایفی را عهده‌دار می‌شوند که اجرای آن‌ها نه تنها آسیب‌پذیری اقتصادی در شرایط تحریم را به صفر می‌ رساند، بلکه باعث شکوفایی و رشد اقتصادی در شرایط مذکور نیز می‌شود. راهبردهای مردمی کردن اقتصاد، کاهش وابستگی به نفت، استفاده حداکثری از زمان، منابع و امکانات، حرکت بر‌اساس برنامه، وحدت و همبستگی، حمایت از تولید ملی و مدیریت منابع ارزی، راهبرد خاص دولت و مدیریت مصرف راهبرد مشترک آحاد ملت و دولت است. با بررسی تأکیدات رهبری در زمینه این راهبردها، می‌توان پی به اهمیت و وزن بالای راهبرد مدیریت مصرف در برابر سایر استراتژی‌ها برد. مقام معظم رهبری در دیدار با کارگزاران نظام، در زمینه مدیریت مصرف، به عنوان یکی از استراتژی‌های اقتصاد مقاومتی، فرمودند: مسأله مدیریت مصرف، یکی از ارکان اقتصاد مقاومتی است؛ یعنی مصرف متعادل و پرهیز از اسراف و تبذیر. هم دستگاه‌های دولتی، هم دستگاه‌های غیر دولتی، هم آحاد مردم و خانواده‌ها باید به این مسئله توجه کنند که این واقعاً جهاد است. امروز پرهیز از اسراف و ملاحظه تعادل در مصرف، بدون شک در مقابل دشمن، یک حرکت جهادی است. انسان می‌تواند ادعا کند که این اجر جهاد فی سبیل‌الله را دارد. یک بُعد دیگر این مسئله تعادل در مصرف و مدیریت مصرف، این است که ما از تولید داخلی استفاده کنیم؛ این را همه دستگاه‌های دولتی توجه داشته باشند- دستگاه‌های حاکمیتی، مربوط به قوای سه‌گانه- سعی کنند هیچ تولید غیر ایرانی را مصرف نکنند؛ همت را بر این بگمارند. آحاد مردم هم مصرف تولید داخلی را بر مصرف کالاهایی با مارک‌های معروف خارجی- که بعضی فقط برای نام و نشان، برای پُز دادن، برای خودنمایی کردن، در زمینه‌های مختلف دنبال مارک‌های خارجی می‌روند- ترجیخ بدهند. خود مردم راه مصرف کالاهای خارجی را ببندند (مقام معظم رهبری، 2/6/1391).

نقش خانواده در اقتصاد مقاومتی از دو جهت قابل نقد و بررسی است؛
الف- از جهت مصرف (برنامه‌ریزی جهت مدیریت بهینه مصرف) که در کوتاه مدت می‌توان از سه طریق به اعمال مدیریت در مصرف خانوار پرداخت:
1. جذب پس‌اندازهای خرد که به واسطه عدم گردش در بازارهای مالی  صرف مسافرت های پرهزینه و تعویض مکرر لوازم خانگی و لوکس می گردد.
2. جهت‌دهی به مدگرایی بویژه در بین جوانان و تقلید کورکورانه از دیگران بویژه از سوپر استارها و گروه های مرجع هنری در اتخاذ و پیروی از نمادها و برندهای خارجی که موجبات وابستگی روزافزون آنان را فراهم خواهد ساخت.
3. بهره‌گیری از الگوی مصرف اسلامی با هدف حاکمیت اقتصاد عقلانی در پی اصلاح تولید منجر به ایجاد نظام اقتصادی خود شکوفا در راستای تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی
ب- از جهت پس‌انداز
رشد پس‌انداز در اقتصاد و تبدیل پس‌انداز به سرمایه‌گذاری در امر تولید و ایجاد اشتغال عامل کلیدی در مسیر توسعه اقتصادی است. آینده‌نگری نیز یکی از مهم‌ترین ارکان زندگی است که در بعد اقتصادی با پس‌انداز از درآمد امروز برای شرایط نامعلوم پیش رو تبلور می‌یابد. هر چند این امر در کشور ما با مفهوم پس‌انداز برای روز مبادا از گذشته وجود داشته است، ولی در چند دهه اخیر با گسترش پدیده شهرنشینی و در پی آن غلبه فرهنگ مصرف‌گرایی بر فرهنگ پس‌انداز، روز به روز کمرنگ‌تر شده است. آنچه بیش از خود پس‌انداز اهمیت دارد، چگونگی این پس‌انداز است؛ چرا که تنها با پس‌انداز به شیوه مناسب است که این پس‌اندازها در قالب سرمایه می‌تواند در مسیر صحیح خود به کار گرفته شود و در غیر این صورت در شرایطی که شرایط مناسبی برای پس‌انداز و سرمایه‌گذاری تعریف نشده باشد، منابع مالی حاصل ازاین طرح به بازار مصرف سرازیر می‌شود که این امر حاصلی جز افزایش لجام گسیخته مصرف و وابستگی بیشتر به کالاهای خارجی را در پی نخواهد داشت.
در یک جمع‌بندی اجمالی  می توان اذعان نمود که خانواده تنها منبع تربیت کننده منابع انسانی است؛ لذا والدین به عنوان معم ترین گروه های مرجع اخلاقی، فرهنگی  و اقتصادی می‌توانند با مدیریت بهینه منابع مالی خود و همچنین آموزش به فرزندان در راستای تحقق اقتصاد مقاومتی در کشور نقش چشم‌گیری در تحول اقتصادی و شکوفایی اقتصاد داشته باشند. از آنجا که الگوی مصرف خانواده ارتباط تنگاتنگی با باورها و ارزش‌های اساسی و هنجارهای پذیرفته شده اجتماعی دارد،و تغییر آن زمان‌بر و نیاز به برنامه‌ریزی و کار مداوم فرهنگی در درازمدت را دارد. بر این اساس، تقویت باورهای دینی و بومی در بهره‌گیری از آموزه‌های اسلامی در باب مصرف و پس‌انداز می‌تواند نقش مؤثری در اصلاح الگوی مصرف خانوار داشته باشد، و در کوتاه مدت نیز از طریق آسان‌سازی جذب پس‌انداز‌های کم خانواده‌ها و تغییر هر چند ناچیز الگوی مصرف کنونی خانوار و در نتیجه کاهش آهنگ رشد مصرف کالاهای غیر ضروری و لوکس و نیز صرفه‌جویی در هزینه واردات کالاهای مصرفی قاچاق، می‌توان انباشت سرمایه ملی در کشور را تسریع نمود و از این طریق امکان افزایش ظرفیت‌های تولیدی و اشتغال جوانان را فراهم آورد؛ و گام‌های هر چند کوتاهی را   به سمت اقتصاد مقاومتی برداشت.

منابع
دروگر، خدیجه(1393). چالش های سبک زندگی در خانواده ناشی از ناآشنایی با حقایق اسلامی، فصلنامه پژوهش های اجتماعی اسلامی، شماره 100.
ساروخانی، باقر(1382). مقدمه ای بر جامعه شناسی خانواده، تهران: نشر سروش.
فراهانی فرد، سعید(1381). سیاست های اقتصادی در اسلام، تهران: موسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر.
میر معزی، سید حسن(1388). اصلاح الگوی مصرف، تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.

اشتراک گذاری:
لینک کوتاه:

epe.ir/News/17565