چشم‌انداز توسعه بندر گوادر پاکستان و اثرات احتمالی آن بر قاچاق کالا در ایران

اقتصاد پنهان- نشست علمی «چشم انداز توسعه بندر گوادر پاکستان و اثرات احتمالی آن بر قاچاق کالا در ایران» با هدف پیش بینی تحولات منطقه و تأثیر آن بر قاچاق کالا و ارز، برگزار شد.

به گزارش اقتصاد پنهان، « محمودرضا گلشن پژوه»، مدیرکل پژوهش ستاد با بیان اینکه در فاصله 120 کیلومتری مرزهای جنوبشرقی ایران، بندر گوادر پاکستان در حال رشد و توسعه گسترده است ،گفت: در حال حاضر، بخش اعظم صادرات پاکستان از دو بندر کراچی (55%) و محمد بن قاسم (35%) صورت می گیرد. این کشور تصمیم دارد در برنامه های توسعه خود بندر گوادر را نیز به این مجموعه اضافه کند.

وی افزود: توسعه بندر گوادر با مشارکت چین انجام می گیرد که با 46 میلیارد دلار سرمایه گذاری، بزرگترین حجم تاریخ سرمایه گذاری خارجی خویش را برای این بندر صورت داده است.

گلشن پژوه ادامه داد: هم پاکستان و هم کشور چین منافع بسیاری از توسعه گوادر دارند.

این استاد دانشگاه در تشریح محورهای مورد انتظار کشور پاکستان گفت:پاکستان به دنبال تحقق توسعه شبکه های برق، جاده، فرودگاه و بهبود وضع اشتغال؛ وارتقای امنیت، بواسطه تبادل اطلاعاتی با چین و کنترل بهتر بلوچستان است .

وی در ادامه محورهای مورد انتظار کشور چین در بندر گوادر را به به بخش ایجاد بدیل برای نفت و گاز مصرفی این کشور که غالباً ازطریق تنگه مالاکا ترانزیت شده و چین بواسطه مشکل با آمریکا و هند نسبت به آن همواره حالت نگرانی دارد وساخت لوله انتقال زمینی نفت از گوادر تا کاشغر -سین کیانگ که تنها 3000 کیلومتر بوده و در مقایسه با فاصله 12هزار کیلومتری دریایی، مزیت بالایی به چین می دهد، ارزیابی کرد.

به گفته وی همچنین دسترسی بهتر چین به اقیانوس هند و بهره گیری از مزیتهای آن؛ وتوسعه بخش غربی چین جهت ممانعت از رشد گروه های افراطی ایغور و احتمالاً داعش در بستر نارضایتی های ایالت مذکور از دیگر اهداف چین به شمار می رود.

این مقام مسوول پژوهشی با مقایسه دو بندر گوادر و چابهار گفت: میزان و سرعت توسعه و پیشرفت گوادر با چابهار قابل مقایسه نیست. یکی از دلایل آن می تواند تحریمهای اعمال شده بر ایران باشد، اما بخشی هم به تعلل، نداشتن نگاه راهبردی و سوء مدیریت خودمان بازمی گردد. بندر چابهار برای ما می تواند یک فضای تنفسی ممتاز درهنگام بحرانهایی همچون جنگ و یا اتفاقات دیگر همچون تهدیدات گروه های تندرو در مرزهای غربی کشور باشد.

گلشن پژوه با طرح این سووال که «آیا قاچاق کالا به ایران در اثر توسعه بندر گوادر افزایش می‌یابد یا خیر؟»هدف نهایی این نشست راآگاهی نسبت به  اینکه آیا وجود قاچاق کالا به ویژه قاچاق سوخت در جنوب شرق کشور، مشکلی ساختاری است؟ و این مساله چه ارتباطی با توسعه بندر گوادر پاکستان و یا توسعه بندر چابهار ایران دارد؟ اعلام کرد.

وی با بیان اینکه هم اکنون در حدود 100 کیلومتری مرزهای شرقی کشور موجودیتی چینی، در بندر گوادر به ما نزدیک می‌شود، با ظطرح سووال «آیا این نزدیکی به معنای افزایش کالاهای قاچاق به ویژه کالاهای بی کیفیت چینی است؟» به سخنان خود پایان داد.

در ادامه،« پیرمحمد ملازهی »از کارشناسان مسائل شبه قاره گفت: چابهار و گوادر در گذشته دو بندر کوچک ماهیگیری بی اهمیت بودند اما برخی اتفاقات تاریخی ازجمله شورشهایی که در شرق صورت گرفت، باعث توجه به این بندر شد.

این کارشناس برجسته ادامه داد که در این رابطه بطور کلی دو نگاه رقابتی و مشارکتی وجود دارد. در نگاه مشارکتی، همکاری و معاضدت کشورها با یکدیگر مطرح است و در نگاه رقابتی اینگونه نیست.

 وی در نگاه رقابتی به تشریح سه دیدگاه از جمله نگاه منطقه ای که در آن رقابت چین و هند برای دستیابی به آبهای اقیانوس و دسترسی به چابهار و گوادر مشاهده می شود، پرداخت و افزود: نگاه دیگر بین المللی است که بیانگر رقابت روسها، آمریکائیها، چینیها و هندیها بوده است؛ و نگاه سوم بومی است که قومیت بلوچ در هر دو کشور ایران و پاکستان ادعاهایی داشته و تنشهای قومی و جدایی خواه را رقم می‌زنند.

ملازهی افزود: جغرافیای فقر این منطقه را باید شناخت؛منطقه ای که شامل آسیای مرکزی، بخشهایی از ایران، پاکستان و افغانستان است.

وی تاکید کرد: برای جلوگیری از قاچاق کالا نیز باید به توسعه هر دوطرف بندر گوادر و چابهار اقدام کرد. در واقع، نباید به توسعه جزیره ای و منزوی در هر یک از دوطرف پرداخت.

به گفته وی، این منطقه هم اکنون استعداد 2 اتفاق  افراطگرایی سنی و تشکلهای قومی جدایی خواه را دارد که   داعش عربی در کشورهای عرب منطقه همچون عراق، سوریه ولبنان و داعش افغانی همچون طالبان و القاعده و نیز داعش ایغوری چین نمونه هایی از این دست هستند.

به اعتقاد ایشان، مقابله با قاچاق کالا تنها ازطریق تغییر جغرافیای فقر منطقه میسر است و باید به توسعه و پیشرفت آن اندیشید. با این فرض، ابتکار عمل به دست ایران و پاکستان خواهد افتاد.

ملازهی در ادامه افزود: برای حفظ منطقه و تأمین امنیت آن، ضروریست توسعه همه جانبه و در ابعاد مختلف اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی اتفاق بیفتد.

به گفته وی با این نگاه، هردو بندر باعث رشد مشارکت در کل منطقه می شوند  وتحت تأثیر توسعه هردو بندر، کل منطقه توسعه مییابد و آسیبهای اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی همچون قاچاق کالا کاهش پیدا می کند.

 به باور ملازهی، ایران همزمان باید با هندیها،چینیها و حتی دنیای غرب تعامل و همکاری داشته باشد تا بتوان از شکلگیری هرگونه رقابت در منطقه جلوگیری کند. در این صورت، رادیکال اسلامی و جدایی طلبی قومی رشد نکرده و بر اثر نتایج آن از حجم کالاهای قاچاق نیز به خودی خود کاسته می شود.   

رضا مهر عطا،از مرکزمطالعات وتحقیقات دفاعی نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (ندسا) و سردبیرنشریه تخصصی «خلیج فارس وامنیت» نیز  با صحبت از حوزه مکران سخنان خود را آغاز کرد.

وی ابتدا تعاریفی از قاچاق و مصادیق آن و همچنین امنیت و احساس امنیت ارائه کرد.

مهر عطا در تبیین حوزه مکران گفت: سواحل عمان و دریای مکران پهنه ای آبی از دهانه شرق تنگه هرمز به سمت اقیانوس هند است که درواقع اقیانوس هند را ازطریق تنگه هرمز به خلیج فارس متصل می کند.ایران و پاکستان در شمال و امارات و عمان در این حوزه درگیر و در رقابت هستند. این چهار کشور در حوزه ژئوپلیتیک میتوانند همکاری داشته و همگرایی را در آن تقویت کنند. عکس این حالت نیز ممکن است که با رقابت، واگرایی روبه افزایش بگذارد و طبیعتاًناامنی ایجادشود.

وی ادامه داد: طول ساحل و امتداد دریای عمان تا خلیج گواتر و بندر عباس 784 کیلومتر است؛ یعنی نصف سواحل جنوبی ما سمت دریای عمان قرار دارد. این موقعیت دریایی فرصت خوبی برای کشور است تا از بنادر آن همچون جاسک، کنارک و چابهار و جزیره گواتر که امتداد سواحل مارا تشکیل میدهند، به بهترین شکل استفاده کرد.

مهر عطا همچنین اشاره کرد که این منطقه کمتراکمترین حوزه جمعیتی است و این باعث تهدید می شود.

مهرعطابه عوامل زمینه ای وجود قاچاق در منطقه اشاره کرد وگفت:  کم تراکم بودن جمعیت ساحلی مکران که منجر به کاهش روابط اجتماعی شده و در نتیجه زمینه قاچاق کالا را فراهم می کند.

وی نهادینه شدن فرهنگ درآمد راحت و غیرمتعارف که باعث افزایش زمینه قاچاق می شود و همچنین محرومیت و فقر به عنوان عوامل قاچاق و ناامنی که رابطه مستقیم با یکدیگر دارند و نتیجه آن کاهش توسعه اجتماعی و فرهنگی است را از دیگر عوامل زمینه ای وجود قاچاق در منطقه دانست.

سردبیر نشریه«خلیج فارس و امنیت»، مهمترین عوامل فرامرزی تاثیرگذار بر قاچاق کالا را هدایت و مدیریت قاچاق کالا از آنسوی مرزها که بسمت ایران ،گرایش خود ساحل نشینان به اتصال با یکدیگر که زمینه قاچاق را فراهم آورده و میزان قاچاق را در چهار کشور پیرامونی در شمال و جنوب افزایش داده و بسمت ایران هدایت می کند،عدم رعایت آمایش سرزمین که منجر به چیدمان ناصحیح از شرق تنگه هرمز تا اقیانوس هند شده و کم تراکمی جمعیت نیز آنرا تشدید کرده و به ناهنجاریهای اجتماعی و فرهنگی ازجمله قاچاق کالا دامن می زند، اعلام کرد.

وی همچنین افراطیگری مذهبی که تشدیدکننده قاچاق است. (قاچاق در اندیشه‌های سلفی و وهابی حرام نبوده و به نوعی منبع درآمد تلقی می شود) بنابراین گروه هایی چون طالبان و داعش در افغانستان و پاکستان آنرا منبع درآمد دانسته و قاچاق را بسمت ایران هدایت می کنند و ناامنی در بلوچستان که لازمه برقراری آن همکاری دولت پاکستان است را از دیگر عوامل فرامرزی تاثیرگذار بر قاچاق کالا اعلام کرد.

سردبیر نشریه«خلیج فارس و امنیت» اصولاً رویکرد رقابت در این حوزه را باعث افزایش قاچاق و عدم توسعه هر دو بندر و منطقه دانست و گفت :کشور پاکستان دراین زمینه باید اهتمام بیشتری در جلوگیری از گسترش ناامنی داشته باشد تا هم بندر گوادر و هم بندر چابهار ایران با همکاری بیشتر توسعه یابند.

مهرعطا در ادامه هفت بند به شرح زیر را عوامل توسعه منطقه دانست .

  1. احداث و توسعه بنادردر کنار سواحل مثل اسکله شهید کلانتری چابهار که با رعایت آمایش سرزمین و چیدمان صحیح، تجارت از راه دریا را توسعه می‌دهد؛
  2. توسعه همزمان نیز ضروری است. توسعه اقتصادی وقتی اتفاق می افتد که با توسعه فرهنگی و اجتماعی همراه باشد. بلوچ وقتی احساس امنیت شغلی کند، طبیعتاً تعلق خاطر بیشتری به کشور خواهد داشت و بسمت حکومت مرکزی همگرایی بیشتری یافته و گرایشات به خارج از کشور در آن کاهش می یابد؛
  3. مسائل ترانزیت و حمل و نقل و ارتباطات دریایی میتواند ایجاد اشتغال کند، خصوصاً توسعه بندر چابهار به ایجاد شغلهای متعدد دریایی منجر میشود و این منوط به همکاری و عدم رقابت با کشورهایی همچون افغانستان و پاکستان و شورای همکاری خلیج فارس است. متاسفأنه شورای همکاری خلیج فارس بیشتر گرایش به عربستان دارد و این مانع همگرایی منطقه ای و همگرایی ایران و عمان و امارات میشود. بنابراین، نیاز است که همگرایی از شرق تنگه هرمز تا دریای عمان و اقیانوس هند تقویت شود.در این زمینه، فرودگاه بین المللی چابهار را باید تجهیز و راه اندازی کرد. هم اکنون تنها فرودگاه کنارک که فرودگاهی متعلق به نیروی هوایی ارتش است، خدماتی ارائه میدهد، اما این کافی نیست؛
  4. فرهنگ دریایی را باید در میان بومیان منطقه گسترش داد، مثل توسعه صنعت شیلات. باید از این پتانسیل به خوبی بهره برد و درآمدزایی را افزایش داد.اشتغالزایی بومی و توسعه بنادر همچنین کمک به ساحل نشینان خواهد کرد تا در توسعه منطقه مشارکت کنند و از اقدام به قاچاق کالا پرهیز نمایند؛
  5. بسیج مردمی نیز وفاق و اتحاد بین مذاهب و فرهنگهای مختلف را افزایش داده و آنرا تقویت میکند. این ویژگی تنها یک مسئله انتظامی و امنیتی نیست، بلکه تمام نهادهای فرهنگی، انتظامی، امنیتی و اقتصادی باید بصورت یکپارچه و هماهنگ اقدام کنند و از این فرصت استفاده نمایند. اصولاً طرح مسائلی چون بلوچستان بزرگ که بوسیله انگلیسها طراحی شد، یک تهدید است، ولی با همکاری نهادهایی چون سپاه و بسیج، نیروی انتظامی و ارتش و مراکز تصمیم گیر اقتصادی و فرهنگی میتوان آنرا تبدیل به فرصت نمود؛
  6. مشارکت و اعتماد عمومی و رضایتمندی شهروندان از مؤلفه های بسیار تأثیرگذار است که باید در منطقه تقویت شود.حضور در میادین اجتماعی و مشارکتهای اجتماعی بر رشد قاچاق تأثیر منفی خواهد گذارد؛ و
  7. صنعت گردشگری و دادوستد و تجارت و اقتصاد ناشی از آن میتواند با توجه به ظرفیتهای موجودبه توسعه منطقه کمک نموده و میزان اشتغال را افزایش دهد.

مهرعطا در پایان با اشاره به بیانات مقام معظم رهبری(مدظلهالعالی)گفت: ساحل عظیم و طولانی و بسیار حساس مکران گنج و یک ذخیره بزرگ ملی است که باید از آن به درستی استفاده کرد و چابهار میتواند این ظرفیت را داشته باشد که چندبرابر بندر عباس در تجارت و اشتغالزایی و کاهش حجم قاچاق کمک کند.

در ادامه این نشست علمی امیردریاداردوم «سیدمهردادآل احمد»،رئیس دفترپژوهش‌های نظری ومطالعات راهبردی نیروی دریایی جمهوری اسلامی ایران (نداجا) نیز به عنوان سخنران پایانی نشست،با ارایه توضیحاتی به اهمیت جایگاه دریا در اسلام و اهمیت سواحل راهبردی مکران از نگاه مقام معظم رهبری(مدظله‌العالی) اشاره کرد و گفت: ریشه تاریخی واژه «مکران» را برگرفته از نام کسانی بیان داشتند که این سرزمین را آباد کرده‌اند. زبانشناسان از یک نگاه ریشه آنرا تحول‌یافته «ماهی خوران» و از نگاه دیگر مشتق از واژه «مَک» به معنی نخل میدانند. به هرحال، این اصطلاح را باید بصورت «مَکران» و نه مُکران بکار برد.

امیر آل احمد در ادامه صحبت‌های خود به فرصت‌ها و تهدیدات ناشی از دریاها اشاره کرده و قرار گرفتن کشورها در کنار تنگه ها و آبراهه های راهبردی و همچنین برخورداری از شکل و وسعت مناسب سواحل را به عنوان فرصت و عدم دسترسی به آبهای آزاد و مناسب نبودن وسعت، شکل سواحل و شرایط اقلیمی را نیز به عنوان تهدید برشمردند.

از دید وی ، ایران از فرصت خوبی در این حوزه برخوردار است. این موقعیت جغرافیایی به ما کمک میکند از امتیازات و ویژگیهای قدرت ساحلی برخوردار باشیم. در طول تاریخ نیز هر کشوری که از موقعیت دریایی مناسب برخوردار بوده، توانسته از توانایی مضاعفی به قدرت افکنی دست یابد (همچون پرتغالی‌ها، اسپانیایی‌ها و انگلیسی‌ها در گذشته و ایالات متحده آمریکا در حال حاضر).

آ ل احمد  سپس با ذکر مثالی به امکان عظیمی که دریاها در اختیار کشورها قرار می‌دهند اشاره کردند: ظرفیت یک نفتکش 400 هزار تنی برابر است با 25 هزار تریلی که حدود 500 کیلومتر از فضای جاده‌ای کشور را اشغال می‌کنند.

به باور وی، توسعه مدنیت نیز همیشه در حاشیه آبهای جهان اتفاق افتاده است، آبهایی که حدود 70 درصدکره زمین را اشغال کرده‌اند، حدود 80% جمعیت جهان نیز در فاصله صد کیلومتری آن‌ها قرار گرفته و حدود 90 درصد تجارت جهانی ازطریق آن‌ها انجام می‌شود.

به گفته امیر، ایران شش منطقه ژئوپلیتیک دارد که سه منظقه آن در دریای عمان (مکران)، خلیج فارس و دریای خزر قرار گرفته است. در حوزه ژئوپلیتیک دریای مکران و اقیانوس هند کشورهایی محصور در خشکی همچون قزاقستان، ازبکستان، ترکمنستان، آذربایجان، قرقیزستان، تاجیکستان و افغانستان قرار دارند که باید ازطریق ایران یا ازطریق پاکستان وارد این منطقه شوند. اکنون هم آمریکا میخواهد از افغانستان خارج شود وبدنبال جایگزین است. مناسبترین جایگزین نیز هندوستان میباشد. ولی هندوستان اگر بخواهد در این منطقه حضور پیدا کند، بهترین راهش همان دریای مکران و بندر چابهار است. در این راستا، به باور امیر، اگر به نوعی بتوانیم با کشور هندوستان و پاکستان بازی کنیم، برگ برنده در دستان ماست. البته، هر موقع خواستیم اقدامی کنیم، سرویسهای امنیتی پاکستان مزاحم شده اند. اگر بتوانیم هندوستان را به خود جلب کنیم، منافع زیادی برده ایم. با این حال، تاکنون نتوانسته ایم از ظرفیتهای ژئوپلیتیک خودمان به عنوان یک کشور صاحب امتیاز ساحلی استفاده کنیم.

از این نگاه، سواحل مکران بهترین ساحلهای منطقه بوده و کانال دسترسی چابهار 5/1 کیلومتر است. در مقابل، بندر جبل علی در امارات را داریم که در حدود 30-40 کیلومتر کانال دسترسی دارد. ولی اقدامات آنها تاکنون بهتر بوده است.

به گفتهرئیسدفترپژوهش‌هاینظریومطالعاتراهبردینداجا، سواحل مکران همچنین مشرف به یک مثلث طلایی است که سه گذرگاه اصلی در آن قرار دارد: تنگه هرمز، تنگه باب المندب و تنگه مالاکا. یک سوم تجارت جهانی نیز از این مسیر عبور کرده و نشاندهنده اهمیت فوق العاده این منطقه است. خدمات رسانی به کشتیها را نیز میتوان به فرصتهای موجود در این منطقه افزود که خود میتواند اقتصاد منطقه را تغییر دهد. متأسفانه در این منطقه هیچ خدمات دریایی ارائه نشده، کشتی سازی و تعمیرگاه کشتی نداشته و امکانات تحویل سوخت وجود ندارد.

ایشان صحبتهای خود را با این سؤال ادامه دادند که چرا قاچاق کالا در منطقه اتفاق می افتد؟ در پاسخ نیز عنوان کردند که چه چیزی به این مناطق و مردمان آنجا داده شده که انتظار میرود دست به قاچاق نزنند. نرخ اشتغال در این منطقه پایین و اکثراً به ماهیگیری پرداخته و فاقد تجهیزات مدرن میباشند. جمعیت اندک (440 هزار نفر) نیز وضعیت را تشدید کرده است.

به اعتقاد امیر آل احمد، یقیناً اگر گوادر در پاکستان فعال شود، ماهیت وجودی منطقه آزاد چابهار تحت الشعاع آن قرار میگیرد. متأسفانه در طی دهسال گذشته هیچ اتفاقی در چابهار ایران نیافتاده، ولی بندر گوادر از سال 2002 تاکنون پیشرفت زیادی داشته است.

امیر با این صحبتها نتیجه میگیرد که اگر خواهان مبارزه مؤثر با قاچاق کالا در این منطقه هستیم باید به توسعه منطقه توجه ویژه کرد و از ظرفیتهای موجود دریا بهترین استفاده را با توجه به موقعیت بسیار خوب چابهار برد. در نهایت، ایشان عنوان کردند که با برنامه ریزی درازمدت میتوان ایران و کل منطقه را توسعه داد.