یادداشت محسن قائمی نسب پیرامون وضعیت اشتغال/

بــــرو کار می‌کن!

اقتصاد پنهان- چند روز پیش دوستی گفت: راست است شما شیرازی‌ها حافظ را بیش از سعدی دوست دارید؟ گفتم چطور؟ گفت سعدی گفته: برو کار می‌کن! اما حافظ می گوید: چرا عاقل کند کاری؟ گفتم: اگر سعدی علیه الرحمه هم الان بود در سرودن این بیت احتیاط می کرد، چون در جوابش می گفتند گشتیم نبود! نگرد، که نیست!

بــــرو کار می‌کن!گروه اقتصادی ـ محسن قائمی نسب در یادداشتی با عنوان «برو کار می کن!» اشتغال را یکی از اصلی‌ترین موضوعات کشور در بین مردم و دولتمردان دانسته و با گذری از شوخی های مرسوم با اشعار سعدی و حافظ به این مقوله‌ی مهم پرداخته است.
در این یادداشت آمده است: ایرانیان در طنزپردازی و شوخ طبعی ید طولایی دارند، شاهدش هم آمار قریب به 40% محتوای ارسالی جوک در پیامک هاست؛ تا جایی که برخی اتفاقات و حوادث در چشم به هم زدنی دست مایه ی طنز کاربران فضای مجازی میشود که البته نمی توان بطور مطلق تایید کرد. چرا که در برخی مواقع دیده شده حوادث و اتفاقاتی سوژه ی طنز می شود که چندان زیبنده ی ملت متمدن ما نیست، نمونه آن موضوع غم انگیز فرودگاه جده است! بگذریم، قصد این مقال چیز دیگری است. چند روز پیش به دلیل همین خصلت طنزپردازانه دوستی گفت: راست است شما شیرازی ها حافظ را بیش از سعدی دوست دارید؟ گفتم چطور؟ گفت سعدی گفته: برو کار می کن! اما حافظ می گوید: چرا عاقل کند کاری؟ به دوستم گفتم ما که از شیراز دور افتاده ایم، سعدی و حافظ هر دو را دوست داریم، اما دلمان برای شاهچراغ بیشتر تنگ میشود! گفتم به نظر نگارنده اگر سعدی علیه الرحمه هم الان بود در سرودن این بیت احتیاط می کرد، چون در جوابش می گفتند گشتیم نبود! نگرد، که نیست! واقعیت این است که در حال حاضر اشتغال به عنوان یکی از اصلی‌ترین موضوعات کشور در بین مردم و دولتمردان مطرح است. این مسئله نه تنها در کشور ما بلکه در سایر کشورها نیز به یک مسئله ی لاینحل تبدیل‌شده و نظرات متعددی در خصوص از بین بردن موانع ایجاد اشتغال بیان شده است، و امروزه بیکاری جوانان بویژه اقشار تحصیل کرده که سال ها رنج دوری از خانه و کاشانه را به امید یافتن شغلی مناسب تحمل کرده اند مسئله ی بغرنجی شده است که اکثر خانواده ها به نوعی درگیر آن هستند. امروزه کمتر خانواده ای است که جوان بیکار تحصیل کرده ای در آن یافت نشود! البته معمولا دولت ها یکی از سیاست های اصلی خود را اشتغال زایی و کاهش آمار بیکاری اعلام می کنند. برخی مواقع آمارها هم از رشد فرصت های شغلی و کاهش رقم بیکاری حکایت دارد که البته آنچه در جامعه به عینه دیده می شود چیز دیگری است! برای پایین آوردن نرخ بیکاری راه حلهای متفاوتی از طرف متخصصین و اقتصاددانان پیشنهاد شده است که مهمترین آنها سرمایه گذاری در تولید و ایجاد ثبات و امنیت سرمایه گذاری برای تولیدکنندگان داخلی، سرمایه گذاران خارجی و بکارگیری شیوه های نوین تولید، توزیع کالاها و خدمات است.

بــــرو کار می‌کن!

پر واضح است و نیاز به توضیح ندارد که اگر چرخ صنایع تولیدی به درستی و با ظرفیت کامل بچرخد به صورت طبیعی فرصت های شغلی ایجاد می شود، اگر سرمایه گذاری در بخش های مختلف تولیدی، کشاورزی و صنعتی ایجاد شود خود به خود قشر عظیم تحصیل کرده جذب بازار کار می شوند! اما وظیفه ی اصلی و نقش تعیین کننده، با آحاد افراد جامعه است! تعهد شهروندان به مصرف کالای تولید داخل، سهم عمده‎ای در رونق تولید ، شکوفایی اقتصادی و ایجاد اشتغال دارد این موضوع یعنی مصرف کالای داخلی اهمیت فراوانی دارد .سیره ی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله این بود که همیشه به افراد یک جامعه توصیه می فرمودند تا از دسترنج خود بخورند و فوائد زیادی را برای این کار بیان می کردند از جمله اینکه هر فردی از دسترنج خودش بخورد خداوند متعال با نظر رحمت به او نگاه می کند:

(کلوا من کَدّ اَیدیکم * مَن اَکَل مِن کَدِّ یَده، نَظَرَ اللهُ اِلَیه بالرَّحمَةِ)،:از دسترنج خویش بخورید و هر کس از دسترنج خویش بخورد خداوند با نظر رحمت به او نگاه خواهد کـرد(بحارالانوار جلد 66 ص 314).سیره و سنت پیامبر اکرم(ص) بر این بود که اگر جامعه ای بخواهد مستقل و قدرتمند به حیات اجتماعی و سیاسی خود ادامه بدهد، ناچار به اشتغال زایی است به همین جهت برای رسیدن به این هدف مهم، بر اشتغال زایی و فعالیت افراد در جامعه تاکید می کرد و خود نیز برای ایجاد کار برای جوانان تلاش می کرد.

بــــرو کار می‌کن!

مقام معظم رهبری نیز در فرصت های مختلف بر این موضوع تاکید نموده اند:( ما باید عادت کنیم، برای خودمان فریضه بدانیم که هر کالایی که مشابه داخلی آن وجود دارد، آن کالا را از تولید داخلی مصرف کنیم و از مصرف تولیدات خارجی به جد پرهیز کنیم ). مردم و همه کسانی که علاقمند به ایران و آینده آن هستند و همچنین دستگاههای دولتی باید کالاهای خارجی را که مشابه داخلی آن وجود دارد، استفاده نکنند.بدون تردید، تاکید رهبر معظم انقلاب بر مصرف کالای داخلی و پرهیز از مصرف تولیدات خارجی، ناظر به رونق تولید برای ایجاد اشتغال و رفع معضل بیکاری فرزندان میهن و جوانان جویای کار است که دغدغه خاطر ایشان را فراهم کرده است. (محور همه‏ى سیاستهاى کلان اجرایى باید ایجاد اشتغال در کل کشور باشد. معناى اشتغال این است که جوانِ مستعدِ آماده‏ى به کار، فرصت تلاش و فعالیت به دست بیاورد تا هم نیاز شخصى خود را از این راه برطرف کند و هم به پیشرفت و آبادانى کشور و رونق اقتصادى آن کمک کند). پایبندی شهروندان به مصرف کالای تولید داخل، سهم عمده‎ای در کاهش قاچاق، ایجاد اشتغال و تحقق فرمان رهبری معظم انقلاب دارد و چه بسا در مرحله نخست نیز به نظر برسد این توصیه فقط متوجه مصرف‎کننده است و اوست که بیشترین نقش را در این صحنه بر عهده دارد، اما واقعیت آن است که توصیه به مصرف کالای داخلی وظیفه ی تولید کنندگان را نیز سنگین می کند، به عبارت بهتر نبایستی این‎گونه تصور شود که صرف اهتمام مصرف‎کننده کفایت می‎کند، چه این‎که مصرف‎کننده تنها یک وجه از چندضلعی‎ای است که می‎تواند در رونق تولید، شکوفایی اقتصادی، ایجاد فرصت های شغلی و رفع بیکاری نقش‎آفرین باشد و عملیاتی شدن این موضوع مرهون همراهی و هماهنگی همزمان بخش های دیگری است که اتفاقا در صورت عدم ایفای نقش خود، چه بسا مصرف‎کننده نیز از این رویکرد خویش انصراف داده و از راهی که در پیش گرفته بازگردد. تصور نشود که که این توصیه صرفاً معطوف به مصرف‎کنندگان است و هر اتفاقی بیافتد عرق ملی باز هم «مصرف کالای داخلی» را ایجاب می‎کند و بنابراین می‎توان هر کالایی را با هر کیفیتی به بازار عرضه کرد و کسی هم اعتراضی نکند!

می توان گفت مهم‎ترین و اساسی‎ترین مسئولیت را در این امر «تولیدکننده» دارد که با مدیریت و اهتمام به افزایش کیفیت، حتی قابلیت تأثیرگذاری جدی-هم به نحو سلبی و هم ایجابی- بر دیگر مؤلفه‎ها را نیز دارد؛ درواقع بی‎شک این تولیدکننده است که می‎تواند با تولید محصول باکیفیت و قابل دفاع، میل به سمت مصرف محصول داخلی را افزایش داده و از طرفی باز این تولیدکننده است که می‎تواند با ارائه ی کالای بی‎کیفیت و نامرغوب، از مصرف‎کنندگان محصولات داخلی نیز سلب انگیزه کرده و آنان را بیش از پیش به سمت تولیدات خارجی سوق دهد! نتیجه اش این می شود که جیب خارجی ها پرپول می شود و ... و البته کارگر ایرانی بیکار، کارخانه های ایرانی راکد و ورشکسته ... فرصت های شغلی ازبین رفته.... آمار ازدواج سیر نزولی پیدا کند... سن ازدواج بالا برود ... بزه های اجتماعی مضاعف و.... توخود حدیث مفصل بخوان!